دموکراسی درعمل؛ از ساختار تا حاکمیت 3
آزادي و حقوق شهروندي: در جوامع مدني ميان شهروند و فرد بايد قائل به تفاوت باشيم. درگذشته بدليل ارتباط كمتر،عدم مشاركت افراد در سيستم سياسي، افراد تاثير كمتري در زندگي يكديگر داشتند.اما در جوامع مدني و دموكراتيك سرنوشت انسانها بيشتر به يكديگر گره خورده است و بلحاظ تفاوت زندگي در جامعه مدني با جوامع غير آن فرد به شهروند تبديل ميشود. شهروند داراي حقوق و تكاليفي بيشتر از يك فرد است و اين رابطه شهروند و دولت را تنظيم و تعريف مينمايد. يعني نتنها داراي حقوق و تكاليف و آزاديهاي فردي ست بلكه حقوق جديد متناسب شرايط جامعه مدني دارا مي باشد. مثلا" در گذشته هركس با خريد قطعه زميني مي توانست درآن احداث بنا نمايد بهر شكل كه توانايي مالي و علاقه داشت.اما شهروند بايد با كسب مجوزهاي لازم از شهرداري بر طبق ضوابط حاكم در آن منطقه خاص طبق دستورالعملهاي صادره احداث بنا نمايد. از سوي ديگر بايد از سوي دولت حمايت شود مثل خدمات بيمه و يا حقوق بيكاري كه اينها در گذشته وجود نداشت. واين همان حقوق و تكاليف جديد است. در جامعه مدني آزادي يعني حق داشتن و حق مطالبه حقوق شهروندي كه متناسب با شرایط محل زندگي شهروندان است. از جمله حقوقي كه در دموكراسي براي شهروندان ايجاد شده و محترم است به اختصار عبارتست از: 1- حق مطالبه و داشتن كليه ملزومات زندگي، كه مهمترين آن تامين نيازهاي اوليه هر شهروند است يعني مسكن، كاربا درآمد مكفي، امنيت، بهداشت ودرمان، آموزش، تامین اجتماعی و... شهروند حق مطالبه دارد و دولت موظف به تامين آن است. 2- حق سوال شهروند از هيئت حاكمه؛ شهروندان حق دارند در خصوص عملكرد هيئت حاكمه سوال و انتقاد نمايند و دولتها موظف به پاسخگوئي هستند چرا كه دولت چيزي بيش از نماينده و وكيل شهروندان در اداره امور كشور و تامين كننده نيازها و برطرف كننده مشكلات جامعه نيست.وكيل نمي تواند بر خلاف منافع موكل اقدامي انجام دهد.شهروند حق دارد عدم رضايت خود از هيئت حاكمه را به سادگي ابراز نمايد. دولت بايد در صورت همه گير بودن عدم رضايت تسليم خواست عموم شود. 3- شفافيت عملكرد دولت در برابر شهروندان و ارائه گزارش تصميمات و مباني آن.نظر به اينكه هر تصميمي بايد در راستاي منافع عمومي و ملي باشد هر عملي خلاف آن مردود است پس شهروندان بايد در جريان امور باشند. بسیار جای تاسف دارد که در جریان برنامه هسته ای برخی اعمال از بعضی به اصطلاح مسئولین مشاهد ه می شود که گویی تمام مردم ایران نامحرم هستند و هیچ اطلاعات دقیقی نباید داشته باشند از آنچه می گذرد. و به درستی سر دبیر محترم روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله یکی از شماره ها درخصوص مذاکرات برنامه اتمی اشاره نمود 1+5 محرم و 70میلیون نا محرم!! 4- اعضای هیئت حاکمه نباید هیچ امتیاز اجتماعی و مدنی بیش از سایر شهروندان داشته باشند غیر از آنچه برای انجام مسئولیت و وظیفه به آن احتیاج دارند مثل مصونیت برای نمایندگان مجلس آنهم تحت شرایط خاص. حتی بدلیل حفظ سلامت سیاسی باید زیر ذره بین روزنامه ها و احزاب رقیب قرار داشته باشند. از نظر درآمد نیز باید تفاووچندانی با شهروند عادی نداشته باشند. نه با درآمدی فراتر از سایر افراد جامعه و این یعنی منابع عمومی یکسان برای همه افراد جامعه واین در مغایرت با عدالت نیست، درست است که باید سیاستمداران دارای درآمدی باشند که نگران معیشت نبوده تا بتوانند در اداره امور مملکت تمام سعی خود را بکار بگیرند اما مگر سایر افراد نباید تامین باشند و نگرانی معیشت نداشته باشند یعنی همان حقوق مطروحه در بند اول. همچنین این نباید به معنی درآمدهای بسیار فراتر از حد توان شهروندان باشد. در بسیاری از کشورهای موفقتر دردموکراسی ملاحظه می شود درآمد هیئت حاکمه از مشاغل دیگری مثل وکالت یا مدیران شرکتها کمتر است. عدم تفاوت میان هیئت حاکمه و مردم تنها در ساده زیستی حاکم نیست! چرا که این صرف نظر از اینکه می تواند ظاهری وعوام فریبی باشد، امر کاملی نیست. در تاریخ کسانی بودند که سعی کردند ساده زیست باشند و بودند اما هیچگاه خود را از مردم نمی دانستند. و اینگونه است که حضرت رسول اکرم(ص) وهمراه و پس از ایشان امام اول شیعیان امیرالمومنین علی(ع) ساده زیستی این بزرگواران فقط در جنبه های مادی نبود. ایشان از نظر نوع برخورد همراه احترام با مردم، خود را وقف اصلاح امور مردم نمودن، احترام به شخصیت و عقاید و آداب ایشان، عزیز و محترم شماردن همه طبقات جامعه خصوصا" کمک به طبقات ضعیف، حقوق از بیت المال به اندازه مردم نه بیشتر!! نتتنها به مردم اینگونه القاء نکردند که از ایشان برتر هستند (حال آنکه بودند) بلکه در امور اجتماعی هیچ امتیازی برای خود قائل نشدند! و این چنین بود که دیگران نتوانستند با ساده زیستی مادی برای خود جایگاهی بدست آورند! داستان اختلاف آن حضرت در زمان خلافتشان با مرد یهودی بر مالکیت یک زره جنگی را همه می دانیم! مانند یک شهروند عادی در محضر قاضی حاضر شدند قاضی عادل با اماره تصرف حکم کرد زره برای مرد یهودی است و حضرت علی(ع) حکم را پذیرفتند!!؟ با ذکر این واقعه دیگر چه بگویم که مطلب را روشنتر بیان نماید؟؟! العدل اساس الملک. و همه انسانها معنای عدالت را میفهمند بدون نیاز به آموزش، عدالت نهفته در رسول باطنی است...
آزادي و حقوق شهروندي: در جوامع مدني ميان شهروند و فرد بايد قائل به تفاوت باشيم. درگذشته بدليل ارتباط كمتر،عدم مشاركت افراد در سيستم سياسي، افراد تاثير كمتري در زندگي يكديگر داشتند.اما در جوامع مدني و دموكراتيك سرنوشت انسانها بيشتر به يكديگر گره خورده است و بلحاظ تفاوت زندگي در جامعه مدني با جوامع غير آن فرد به شهروند تبديل ميشود. شهروند داراي حقوق و تكاليفي بيشتر از يك فرد است و اين رابطه شهروند و دولت را تنظيم و تعريف مينمايد. يعني نتنها داراي حقوق و تكاليف و آزاديهاي فردي ست بلكه حقوق جديد متناسب شرايط جامعه مدني دارا مي باشد. مثلا" در گذشته هركس با خريد قطعه زميني مي توانست درآن احداث بنا نمايد بهر شكل كه توانايي مالي و علاقه داشت.اما شهروند بايد با كسب مجوزهاي لازم از شهرداري بر طبق ضوابط حاكم در آن منطقه خاص طبق دستورالعملهاي صادره احداث بنا نمايد. از سوي ديگر بايد از سوي دولت حمايت شود مثل خدمات بيمه و يا حقوق بيكاري كه اينها در گذشته وجود نداشت. واين همان حقوق و تكاليف جديد است. در جامعه مدني آزادي يعني حق داشتن و حق مطالبه حقوق شهروندي كه متناسب با شرایط محل زندگي شهروندان است. از جمله حقوقي كه در دموكراسي براي شهروندان ايجاد شده و محترم است به اختصار عبارتست از: 1- حق مطالبه و داشتن كليه ملزومات زندگي، كه مهمترين آن تامين نيازهاي اوليه هر شهروند است يعني مسكن، كاربا درآمد مكفي، امنيت، بهداشت ودرمان، آموزش، تامین اجتماعی و... شهروند حق مطالبه دارد و دولت موظف به تامين آن است. 2- حق سوال شهروند از هيئت حاكمه؛ شهروندان حق دارند در خصوص عملكرد هيئت حاكمه سوال و انتقاد نمايند و دولتها موظف به پاسخگوئي هستند چرا كه دولت چيزي بيش از نماينده و وكيل شهروندان در اداره امور كشور و تامين كننده نيازها و برطرف كننده مشكلات جامعه نيست.وكيل نمي تواند بر خلاف منافع موكل اقدامي انجام دهد.شهروند حق دارد عدم رضايت خود از هيئت حاكمه را به سادگي ابراز نمايد. دولت بايد در صورت همه گير بودن عدم رضايت تسليم خواست عموم شود. 3- شفافيت عملكرد دولت در برابر شهروندان و ارائه گزارش تصميمات و مباني آن.نظر به اينكه هر تصميمي بايد در راستاي منافع عمومي و ملي باشد هر عملي خلاف آن مردود است پس شهروندان بايد در جريان امور باشند. بسیار جای تاسف دارد که در جریان برنامه هسته ای برخی اعمال از بعضی به اصطلاح مسئولین مشاهد ه می شود که گویی تمام مردم ایران نامحرم هستند و هیچ اطلاعات دقیقی نباید داشته باشند از آنچه می گذرد. و به درستی سر دبیر محترم روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله یکی از شماره ها درخصوص مذاکرات برنامه اتمی اشاره نمود 1+5 محرم و 70میلیون نا محرم!! 4- اعضای هیئت حاکمه نباید هیچ امتیاز اجتماعی و مدنی بیش از سایر شهروندان داشته باشند غیر از آنچه برای انجام مسئولیت و وظیفه به آن احتیاج دارند مثل مصونیت برای نمایندگان مجلس آنهم تحت شرایط خاص. حتی بدلیل حفظ سلامت سیاسی باید زیر ذره بین روزنامه ها و احزاب رقیب قرار داشته باشند. از نظر درآمد نیز باید تفاووچندانی با شهروند عادی نداشته باشند. نه با درآمدی فراتر از سایر افراد جامعه و این یعنی منابع عمومی یکسان برای همه افراد جامعه واین در مغایرت با عدالت نیست، درست است که باید سیاستمداران دارای درآمدی باشند که نگران معیشت نبوده تا بتوانند در اداره امور مملکت تمام سعی خود را بکار بگیرند اما مگر سایر افراد نباید تامین باشند و نگرانی معیشت نداشته باشند یعنی همان حقوق مطروحه در بند اول. همچنین این نباید به معنی درآمدهای بسیار فراتر از حد توان شهروندان باشد. در بسیاری از کشورهای موفقتر دردموکراسی ملاحظه می شود درآمد هیئت حاکمه از مشاغل دیگری مثل وکالت یا مدیران شرکتها کمتر است. عدم تفاوت میان هیئت حاکمه و مردم تنها در ساده زیستی حاکم نیست! چرا که این صرف نظر از اینکه می تواند ظاهری وعوام فریبی باشد، امر کاملی نیست. در تاریخ کسانی بودند که سعی کردند ساده زیست باشند و بودند اما هیچگاه خود را از مردم نمی دانستند. و اینگونه است که حضرت رسول اکرم(ص) وهمراه و پس از ایشان امام اول شیعیان امیرالمومنین علی(ع) ساده زیستی این بزرگواران فقط در جنبه های مادی نبود. ایشان از نظر نوع برخورد همراه احترام با مردم، خود را وقف اصلاح امور مردم نمودن، احترام به شخصیت و عقاید و آداب ایشان، عزیز و محترم شماردن همه طبقات جامعه خصوصا" کمک به طبقات ضعیف، حقوق از بیت المال به اندازه مردم نه بیشتر!! نتتنها به مردم اینگونه القاء نکردند که از ایشان برتر هستند (حال آنکه بودند) بلکه در امور اجتماعی هیچ امتیازی برای خود قائل نشدند! و این چنین بود که دیگران نتوانستند با ساده زیستی مادی برای خود جایگاهی بدست آورند! داستان اختلاف آن حضرت در زمان خلافتشان با مرد یهودی بر مالکیت یک زره جنگی را همه می دانیم! مانند یک شهروند عادی در محضر قاضی حاضر شدند قاضی عادل با اماره تصرف حکم کرد زره برای مرد یهودی است و حضرت علی(ع) حکم را پذیرفتند!!؟ با ذکر این واقعه دیگر چه بگویم که مطلب را روشنتر بیان نماید؟؟! العدل اساس الملک. و همه انسانها معنای عدالت را میفهمند بدون نیاز به آموزش، عدالت نهفته در رسول باطنی است...
