۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

اميري كه مقياس سنجش اميران شد!

اميري كه مقياس سنجش اميران شد! در بزرگي شخصيت اميركبير و حسن تدبير و كياست و سياست و صداقت و خدمات وي سخنها گفته شده و متنها مكتوب گرديده كه جايي براي اين حقير نمانده اما سعي مينمايم بقدر وسع بكوشم تا از منظري ديگر اندكي از شخصيت اين مرد بزرگ را مورد توجه قرار دهم و از بزرگي امير همين بس كه هر چه بيشتر به ابعاد آن توجه شود چيزهاي بديعي كشف ميگردد و چنين است كه وي را از بزرگان ميدانيم. در دوراني كه هيچ قانوني بر اداره مملكت حاكم نبود و دربار ايران به ميل رجال قاجار خصوصا" اراده سلطان اداره مي شد كه اليته آن هم متأ ثر از سفارشات و توصيه هاي واصله از عمه و خاله گرفته تا سفارت روس انگليس بود و حالات روحي سلطان كه به گفته شيخ اجل سعدي : (( از معاشرت سلاطين بپرهيز كه روزي به سلامي مجازاتت كنند و دگر روز به دشنامي خلعت دهند...!)) تعيين كننده مي شد، بزرگاني چون قائم مقام فراهاني و ميرزا تقي خان امير كبير پديدار شدند كه قانون ناطق گشتند و نظم و چارچوبي به اداره كشور دادند و به راستي در زمان صدارت خود، در دوراني كه قاجار حكم ميراندند كشور را اداره كردند و نشان دادند وظيفه حكومت، حكم راني نيست بلكه اداره امور است. با وجود مشكلات فراوان از جمله بي كفايتي شاه و رواج بدگوئي از اين و آن در دربار، مخارج زياد دربار و در باريان و حقوق و مزاياي زياد و بي حساب دريافتي ايشان بصورت ماهيانه، فقر و تنگدستي مردم، عدم وجود قانون، قحطي رجال دلسوز و مدير كه وطن و عدالت و رفاه مردم ملاك عملكردشان باشد، دخالتهاي روس و انگليس، سياستها و البته صحيحتر دسيسه هاي دست پخت مهد اوليا و امينه اقدس و عمه و خاله و فلان قجرزاده، كينه توزي و كارشكني كساني كه منافع شخصي خود را بدليل اصلاحات امير در امور مالي و ساير تدابير وي براي امور كشور از دست رفته ديدند و... خلاصه اميري وطن پرست و مردم دوست با افكاري روشن و برنامه هايي كاربردي براي پيشرفت و استقلال، تنها در ميان كساني كه پيشرفت و سربلندي ايران و رفاه عمومي برايشان معنايي نداشت. امير كبير در مدت 4 سال زمامداري اقدامات عظيمي در عمل انجام داد و طرحهايي را به سرانجام رسانيد كه عينا" قابل مشاهده، درك و حتي بازدهي بود يعني همه مردم در آن زمان ديدند و دانستند امير چها كرده و ما هم مي دانيم امروز كه به نيكي از ياد ميكنيم و حتي امروز ما مديون عملكرد او هستيم. شرايط بد آن دوران و وجود دشمنان بسيار آنهم در دوراني كه وسايل ارتباط جمعي بصورت امروزي نبود تا مردم از خدمات امير آگاه شوند و دستگاه تبليغاتي براي او نبود.مردم نيز از خطرات پيرامون وي و كينه دشمنانش شايد آنچنانكه بايد مطلع نبودند. حتي مدتها مردم از آنچه بر او گذشت اطلاعي نداشتند.با اينهمه سختي و دشمن و خطر و كمبود امكانات در سال 1266 قمري زراعت پنبه در ايران به همت امير كبير آغاز شد. مدرسه دارالفنون را تأسيس كرد.كارخانه هاي متعددي از جمله پارچه و چلوار بافي،چدن سازي، كاغذ سازي، چيني و بلور سازي، سماور سازي و... و از همه مهمتر معافيت توليد كنندگان در برخي توليدات از ماليات و در يك كلام حمايت از توليدات داخلي گوشه اي از خدمات وي در بخش اقتصادي ايران بود. در بخش حقوقي و قضائي اصلاحات بسيار انجام داد (از جمله منع شكنجه). امور مالي كشور را سر و سامان داده علاوه بر كاهش حقوق درباريان (تقليل زياد دريافتيها) نسبت به ثبت دخل و خرجها و اختصاص بودجه براي تشكيلات حكومتي پرداخته ارتش را سامان داد.با رشاء و ارتشاء بشدت مقابله كرد. ظرف 4 سال پروژه هاي مختلفي را آغاز كرده به بهره برداري رساند و نه وعده و حرف و شعار!؟ و به قولي : ((...شاخصي براي كارگزاران بعد از خود شد كه محدوديت زمان و فقدان امكانات را بهانه سوء مديريت و كم كاري خود قرار ندهند.)) و نكته مهم و قابل تأمل شخصيت وي همين است. مرد عمل بود آنهم در شرايطي كه اجمالا" ذكر شد. كم سخن ميگفت و بسيار عمل ميكرد. اهل سخنراني و خطابه نبود و مصداق اين فرمايش اميرالمومنين بود كه فرمودند: ((المومن قليل الكلام و كثير العمل)). با آنهمه دشمنی و مسائل ÷یشرو و مخالفتها و کارشکنیها و در حالی که نه درآمد نفتی درکار بود و نه خزانه ای در اختیارش و نه قانون و مجلس و طرفدار و... توانست خدمات شایانی برای ایران انجام دهد که تأثیرش تا کنون وجود دارد. آری این چنین است که معیار سنجش مدیران و کارگزاران پس از خود است. خصوصا" بعد از مشروطه که نظم و قانون دراین مملکت حاکم شد، عرصه برای مدیران جهت خدمت به مردم و مملکت باز گردید. ایرانی که امیرکبیر دارد، مردمش میدانند عملکردهای گذشته را بهانه کردن و کمی امکانات و (آنهم در شرایط کنونی با درآمد نفت و صادرات و صنعت توریسم و...) دستهای نهان و آشکار را دست آویز کردن ،توجیه بی معنایی ست برای پوشش بی تدبیری و بی لیاقتی!