۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

در اینجا به زندان می گویند ندامتگاه!


در اینجا به زندان می گویند ندامتگاه!
یعنی هرکس محکوم به حبس شد ، از حبسش نادم و پشیمان می شود نه از جرم کرده یا ناکرده اش. ادعا می شود زندانیان اصلاح می شوند تا به آغوش جامعه بازگردند! با چنین ادعاهایی یک مورد شکنجه و شرایط بد قرون وسطی و تجاوز هم  ذنب لایغفر ناشی از عمل مذموم مسئولین است تا چه رسد به موارد متعدد که هردم از این باغ(ندامتگاه) بری میرسد و نامه ای و شکایتی که جز تأسف مردم آزاده اثر دیگری ندارد و آنچه جایی نرسد نامه زندانی ست که نمی تواند فریاد بزند که البته زندانی سیاسی فریاد زده که زندانی ست. هرچه هم که انتقاد او حاکمان را خوش نیاید عقل سلیم حکم میکند که حسابش از دزد و قاتل و ...جدا باشد؟! نه مجرم سیاسی که بدهکار نگون بخت و مجرم جرائم رانندگی و از این دست هم حسابشان از سارقین و قطاع الطریق و متجاوزین جداست. شاید آقایان می خواهند با جدا ننمودن زندانیان بتناسب جرمشان ، عدالت محور باشند؟!!! که جناب جناب قاتل و حضرات چاقوکش و تیزی بدست  نگویند چرا ما از دیگران جدائیم و مشغول الذمه شان نشوند؟! هر اندیشه اصلاح منشانه نسبت به زندانی دارند لااقل نظارت داشته باشند بد نیست. ل...اط که حد و مجازاتش در شرع و قانون مشخص است در محیط تحت مراقبت دستگاه انتظامی و قضایی حکایتش از نمک گندیده ضرب المثل تر است!! وجدان هم که کسی نداشته باشد بالآخره یک جای آدم درد میگیرد از مطالب مکتوب در این نامه ها...حالا با انتشار متن این نامه ها قلب امت چرا  بدرد نمی آید و عالمی خشمگین و متشرعی شرمگین و مردمی غمگین و دامنی ننگین نمی شود جای بسی تأسف است. بگذریم که ...تیغ سزاست هرکه را درد سخن نمی کند...    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما؟