۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه

لزوم قوانین بازدارنده در کاهش آمار قتل های خیابانی


جای خالی قوانین بازدارنده
جای تأسف دارد که بدلیل جای خالی قوانین بازدارنده و پیشگیری کننده از جرم همچنین عدم اقدامات قانونی مجریان نظم در اجرای قانون در حدود صلاحیتشان، اخبار حوادث ناگوار افکار عمومی را جریحه دار کرده حس عدم نا امنی را در جامعه تقویت مینماید. آخرین این اخبار پس از حوادث تلخ روزهای اخیر، خبر قتل قهرمان ملی روح ا... داداشی در شهر کرج است. بررسی موضوع از نظر جرم شناسی و جامعه شناسی بسیار مهم است. اما در این مبحث از منظر سکوت قانون و عدم اجرای قانون موجود،  همچنین قصور حافظین امنیت در انجام یکی از وظایفشان یعنی پیشگیری از وقوع جرم به این موضوع  پرداخته میشود. در ابتدایی ترین سطح این معضل با دو نقطه ضعف روبرو خواهیم شد:
اول- اخبار موارد قتل در جریان نزاع خیابانی و یا موارد جرح با سلاح سرد و سرقت با تهدید و استفاده از سلاح سرد مبین میزان بالای ارتکاب جرائم فوق است. این جاست که جای خالی قانونی مبنی بر اعلام جرم  و وضع مجازات بر فروش،خرید،حمل و نگهداری انواع سلاح سرد و هر شیء غیر متعارف که در زمره سلاح سرد باشد کاملاً پیداست. حتماً در برخی معابر مشاهده نموده اید که چاقو،قمه،تبر و انواع شمشیر و خنجر و سلاحهای سرد با ظاهری وحشت انگیز و غریب بفروش می رسد. در بسیاری موارد ملاحظه میگردد این ابزار جز برای جنگ و نزاع ساخته نشده اند و جای تعجب دارد که منعی در فروش و حمل آنها نیست. در خصوص ابزار فوق الذکر با وصوف معنونه که نمی توان عنوانی جز سلاح سرد تعریف نمود. درخصوص کارد مورد استفاده در آشپزخانه ویا ابزار کار مشاغلی چون قصابی تا زمانی که کارد در فروشگاه عرضه میگردد و تا زمانی که در محل مناسب یعنی آشپزخانه یا محل کسب مرتبط است که جرمی نمی تواند بر آن فرض گردد . اما زمانی که در داخل اتومبیل یا همراه شخصی است که دلیلی بر حمل آن نیست احتمال ارتکاب جرم هست پس در این صورت هم حمل و وجود آن در جای نا مناسب می تواند مشمول قانون بازدارنده موصوف باشد. و حال آنکه وفق رویه قضایی در تشخیص قتل عمدی و احراز آن جرح با چاقو عملی نوعاً کشنده محسوب است و طبق قانون مجازات اسلامی ارتکاب عملی که نوعاً کشنده است قتل عمد است هرچند که قاتل قصد کشتن شخص را نداشته باشد(بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی). برای تکمیل این قانون وضع و حسن اجرای قانون فوق الذکر لازم و ضروری بنظر می رسد.
دوم- نیروی انتظامی بعنوان یکی از ضابطین دستگاههای اجرایی و قضائی، غیر از تعقیب مجرم و اجرای دستورات مقام قضائی مسئول حفظ امنیت و پیشگیری از ارتکاب جرم است.متأسفانه پس از جنایت میدان کاج در انظار عموم و حضور پلیس ، و اشد از آن وقوع جنایات تلخ زندان کهریزک، شهروندان شاهد حوادث تأسف باری از قبیل قتل یک قهرمان بر اثر جرح با چاقو هستند. البته پخش خبر بعلت شهرت مقتول است اما این اتفاق در موارد متعدد تکرار می شود که خبر آن به این وسعت انتشار نمیابد . چه بسیار جوانان و نوجوانانی که در یک نزاع خیابانی بدون دلیل بقتل می رسند چون حمل سلاح سرد بدون مانعی رویه ای عادی بین بسیاری از جوانان است.عدم اقدام به جمع آوری سلاح سرد و عدم حضور و اقدام سریع نیروی انتظامی در محل نزاع یکی از علل این حوادث است. نمی توان بسادگی از عواقب موضوع مطروحه صرفنظر کرد. چه اقدام یا چه عملی می تواند داغ جوان مقتول بر دل پدران و مادران عزا دار را تسکین دهد. همچنین خانواده قاتل که محکوم به قصاص است.یا چه چیز می تواند زندگی قاتل محکوم به قصاص را جبران نموده حتی در صورت عفو از سوی اولیای دم آیا امکان زندگی عادی برای او وجود دارد؟! آیا بهتر نیست نیروی انتظامی از باب الاهم و فی الاهم لااقل نیروی خود را مصروف ایجاد امنیت نماید و توجه به افراد مستعد ارتکاب جرم یعنی حاملین سلاح سرد نماید تا موارد دیگر؟ تنها با وجود قانون قصاص و اجرای آن این حوادث کمتر نشده بنابراین بررسی دقیقتر و رفع موارد سکوت و اجمال قانون و نظارت دقیق بر حسن اجرای آن و تعیین وظایف دقیق برای نیروی انتظامی یک راهکار اولیه است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما؟